پشت ِ یه نیمکت ِ کهنه ، گوشه ی کلاس نشستم
یادمه اومده بودی این روزا تو سرنوشتم
همه ی فکر و حواسم ، جای درس پیش ِ تو بودش
یاد ِ تو توی خیالم ، همش آتیش می سوزوندش
رفوزه...رفوزه...رفوزه سر ِ هر کلاس و درسم
ولی از....ولی از....یه تجدید توی عشق ِ تو می ترسم
لای جزوه تو کتابام ، همش از تو می نوشتم
با خیالت تو کلاسم فکر می کردم تو بهشتم
واسه تو ترانه گفتم ته ِ دفتر ِ حسابم
فکر ِ بی تو شدن اما ، بد جوری می داد عذابم
زنده باد عشق ُ نوشتن ، روی تخته...روی دیوار
کندم اسمتو رو نیمکت با نوک ِ سوزن ِ پرگار
رفوزه...رفوزه...رفوزه سر ِ هر کلاس و درسم
ولی از....ولی از....یه تجدید توی عشق ِ تو می ترسم
یادش به خیر.........
امتحان جبرانی فیزیک.......
کلی بهت قول داده بودم قبول می شم......
مسئول جلسه گفت.........
خانوما از پایین برگه هاتون به عنوان چکنویس استفاده کنین......
با ریز ترین خطی که می تونستم نصفه صفحه رو پر کرده بودم از تو و احساسم برای تو......
آخرشم با اشکم بیشتر کلمات نوشته شده رو از بین بردم.......
برگه رو تحویل دادم فقط صورت سوالات رو وارد برگه ی جواب کرده بودم.......
و شب با بد اخلاقیه مردونه ای که همیشه عاشقش بودم و هستم مواجه شدم.......
ناراحت از اینکه چرا حرفت رو گوش نکردم.......
اما به خدا طول می کشه تا بفهمی من تو اون کوچه ها که می رسم......
همه چیز جز تو از تو ذهنم پاک می شه.......
همش احساس می کنم رو یه تیکه از بهشت دارم راه می رم.......
آهسته راه میرم.......قدم هام رو کوتاه برمی دارم......و نفس هام و عمیق تر از همیشه می کشم.......
زمین و آسمون ِ اون مسیر متعلق به وجود پاکت بوده........
باید احتیــــــــــــــــــــــاط کرد.........
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
هنوزم با یه اس ام اس اشتباه و طرز تایپی به تو نزدیک یخ می زنم.........
نوشته های دیگران()